محمود بن جعفر عراقى ميثمى
52
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )
چه كسانند ؟ فرمود : آفتاب منم و ماه على باشد . چون مرا نيابيد او را بگيريد . و فرقدان حسن و حسين باشند . چون ماه را نيابيد به ايشان تمسك كنيد . و امّا ستارههاى درخشنده ، پس ايشان نه امامند از پشت حسين و نهم ايشان مهدى باشد » « 1 » . و در روايت جابر بن عبد اللّه انصارى و زيد بن ثابت و عمران بن حصين و انس بن مالك و ابى هريره و نظاير ايشان اين مضمون روايت شده ، با زياده اينكه آن حضرت فرمود : « هر كسى كه بعد از من تمسك كند به ايشان ، پس او به ريسمان خدا چنگ زده و هركسى كه از ايشان كناره كند ، از خدا كناره كرده » « 2 » . و بالجمله روايت - كه در آنها تنصيص فرموده پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بر امامان دوازدهگانه و نام ايشان را ذكر فرموده و يا آنكه فرموده : « أوّلهم علىّ و آخرهم المهدى » كه مسيح در پشت او نماز مىكند - از پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از طرق عامه و خاصه به درجهء تواتر معنوى رسيده به طورى كه مرد باانصاف را شبهه نماند . بلكه از طريق خاصه بالخصوص هم اين مضمون متواتر است . چنانكه به مراجعه كتب ايشان مانند عيون اخبار الرضا و نحو آن ظاهر مىشود . الا آنكه اين اخبار بر عامه حجّت نيست . و اما اخبار نبويه داله بر امامت مهدى عليه السّلام ، بدون تصريح بر اينكه از اولاد بلاواسطه عسگرى عليه السّلام بوده باشد ، پس بىحد و شمار [ است . ] و در نزد اهل سنّت هم اين مضمون محل انكار نباشد . زيرا كه جميع فرق اسلام در وقوع بشارت به مهدى خلافى ندارند و اخبار ايشان در اين باب متواتر است . و خلافى كه دارند در وقت ولادت و تعيين پدر و مادر آن بزرگوار است . و اخبار معتبره وارده در كتب معتبره ايشان در اين باب بسيار و فوق حصر و شمار است . مثل آنكه روايت كردهاند در جمع بين صحابه ستّه « 3 » ، از ابو سعيد خدرى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « مهدى عليه السّلام از من ، روشنپيشانى ، كشيدهبينى ، زمين را پر از عدل كند ، پس از آنكه پر از جور باشد . هفت سال سلطنت » و در روايت ديگر « نه سال سلطنت كند » « 4 » .
--> ( 1 ) . كفاية الاثر ، ص 40 - 42 . ( 2 ) . همان ، ص 79 - 81 . ( 3 ) . كتاب مذكور در كتابخانههاى معروف قم پيدا نشد و لذا براى حديث از منابع ديگر آدرس داده شد . ( 4 ) . سنن ابى داوود ، ج 4 ، ص 107 ؛ كتاب المهدى ، ح ش 4285 .